
نظام هستی بر اساس مهر و محبت پروردگار به انسان پدید آمده است. اگر محبت نبود، نه طلوعی بود و نه غروبی، نه بهاری بود و شکفتن گلها و نه نغمه های شورانگیز بلبلان، نه کوهساری وجود داشت و نه آبشاری، نه امواج غلطان دریاها به چشم می خورد و نه ستارگان در آسمانها چشمک می زدند. اگر عشق و دلدادگی نبود شوریدگان به دنیا نمی آمدند و اشعار نغز و زیبا سروده نمی شد. اگر سوز و گداز دلدادگان نبود کوه بیستون شکافته نمی شد و ذوق و هنر هرگز تولد نمی یافت، دیگر معلم شوریده دلی پیدا نمی شد و کلاسهای درس تعطیل می گردید.
لطفا برید ادامه مطلب
دفتر زندگی با کلمه عشق و محبت آغاز شد و جلوه های گوناگون جمال و کمال در کل هستی پدید آمد
اگر می خواهیم خانواده استواری داشته باشیم اگر مایل هستیم از زندگی لذت و بهره بگیریم ، اگر می خواهیم کودکان ما با نشاط و خرمی زندگی کنند ، اگر می خواهیم استعدادهای خداداد در آنان شکوفا گردد و اگر می خواهیم روح امید و اعتماد و تلاش و کوشش در آنان زنده شود . زندگی خانوادگی را از مهر و محبت لبریز و سرشاز نماییم و در و دیوار خانه را با صفا و صمیمیت آذین بندی کنیم .
رسول خدا ( ص ) می فرمود : هیچ بنایی در نزد پروردگار محبوب تر از بنای خانوادگی نیست بدیهی است که منظور خانواده ای است که لبریز از مهر و محبت باشد .
يكي از عواملي که موجب پديد آمدن صميميت مي شود خوش اخلاقي است . بديهي است که منظور از حسن خلق نرمي وملايمت و تحمل و شکيبايي است . زن و مرد بايد سعي کنند در ارتباط با همديگر روحيات انساني را در حد کمال مراعات کنند و از تندي و تيزي وعصبانيت و حساسيت ها جداً پرهيز نمايند . از امام حسن مجتبي نقل شده است : هيچ عيش و زندگي برتر و والاتر از خوش اخلاقي نيست .
رسول خدا (ص) می فرمودند :
مرد مسلمان پس از اسلام فایده ای برتر و والاتر از همسری مسلمان به دست نیاورده است. همسری که هر گاه به او می نگرد سراسر وجودش از شادی و سرور لبریز می گردد، هر گاه از او چیزی را طلب می کند از او اطاعت می کند و درغیبت شوهرش با همه وجود از ناموس و مال او پاسداری می نماید. پر واضح است که این گونه ارتباط استوار و صمیمی جز در پرتو مهر و محبت زن و شوهر به یکدیگر امکان پذیر نیست.
پیوندهای عاطفی است که زن و شوهر را به وحدت و یگانگی سوق داده هر دو یکی می شوند و دوگانگی و اختلاف و درگیری از میان
برداشته می شود.
واضح است که وصول به این هدف جز در پرتو دوستی و صمیمیت خالصانه امکان پذیر نیست. رسول خدا (ص) می فرمود: من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم اول بوی خوش، دوم زنان و سوم نماز را که نور چشم من است.
هدف اساسی پیامبر بزرگوار این بوده است که برای همه زنان و مردان این واقعیت را تبیین کند که کانون خانوادگی باید از مهر و محبت لبریز باشد تا زندگی مفهوم واقعی خود را از دست ندهد.
قرآن کریم در مورد محبت مىفرماید:
«و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله و الذین امنوا اشد حبا لله» (1)
مؤمنان، به خدا دل بستهاند و دوستان او هستند، ولى مشرکان و کافران، دوستان بتهایند; اما محبت مؤمنان به خدا از محبتبت پرستان به بتها بیشتر است; چون هیچ زیبایى به اندازه خدا جمیل نیست و هیچ معرفتى به اندازه معرفت او کمال نیست و هیچ انسانى نیز به اندازه مؤمن، عارف نیست; از این رو، هیچ انسانى به اندازه مؤمن، عاشق و محب نیست. محبتشدت پذیر است و اگر چه کمیت ندارد ولى داراى کیفیت است; محبت «وزن» ندارد ولى شدت وجودى دارد و «وزین» است.
علتبرترى محبت مؤمن، به خدا از محبت مشرک به بت، این است که بت اگر چه زیبا باشد زیبایى بصرى و سمعى یا زیبایى خیالى و وهمى دارد و درک این زیباییها به وسیله گوش و چشم و تاثیر این محبوبها در حد وهم و خیال است; چون انسان نا آگاه، مىپندارد از بتان و به طور کلى از غیر خدا کارى ساخته است. بنابراین، معرفتبت پرستها در حد توهم و تخیل و زیبایى شناسى آنها هم در حد خیال، وهم، سمع و بصر است و به همین دلیل، محبت و عشق آنها از محدوده چشم و گوش از یک سو و از محور وهم و خیال از سوى دیگر نمىگذرد; ولى مؤمن نه تنها از راه چشم و گوش، آثار طبیعى و از راه وهم و خیال، آثار مثالى و برزخى مطلوب و محبوب حقیقى را مىنگرد، بلکه از راه عقل، کمال معقول و اسماى حسناى الهى را مىنگرد و قهرا درک او قویتر است و چون درک قویتر است مدرک هم قویتر است و چون مدرک قویتر است در نتیجه محبت هم بیشتر است.
در نبردهایى که بین مردان با ایمان و مشرکان و کافران در طول تاریخ، اتفاق افتاده است مؤمنان، همواره پیروز بودهاند و این بدان دلیل است که ایستادگى و مقاومت در سایه علاقه، همان ایستادگى در پرتو معرفت است و چون معرفت مؤمنان کاملتر است، علاقه آنها نیز کاملتر است و چون محبت و اشتیاق و علاقه آنها کاملتر است، ایستادگى آنها نیز کاملتر و بیشتر است; و چون مقاومت و ایستادگى آنها کاملتر و بیشتر است، قهرا پیروزى هم از آن آنهاست:
«کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله» (2) .
البته امدادهاى غیبى، نقش سازندهاى دارد، ولى زمینه ساز حصول آن امدادهاى غیبى همین محبتها، معرفتها، عشقها و شوقهاى وافر سالکان کوى حقیقت و معنویت است، و در هر موردى که چنین ثمرى از نبرد با کافران به دست نیامده، بر اثر ضعف معرفت، نقص ایمان و قصور محبتبوده است.
-------------------------------------------------------------------------------
پىنوشتها:
1. سوره بقره، آیه 165.
2. سوره بقره، آیه 249.